سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه عکس العمل بازار سهام نسبت به اعلامیه های سود نقدی

قسمتی از متن پایان نامه :

بخش اوّل: مبانی نظری مالی- رفتاری (عکس العمل سرمایه گذاران)

2-2-1 تاریخچه پیدایش مباحث مالی – رفتاری

در بازار بورس، همه روزه میلیون ها اوراق بهادار مورد معامله قرار می گیرد. شیوه قیمت گذاری اوراق مورد معامله حاصل فعل و انفعال متغیرهای مختلفی می باشد که هر یک به طریقی و با گردیدّت متفاوتی بر قیمت اوراق مزبور تأثیر می گذارد. پس، یکی از مهم ترین موضوعات برای مطالعه و کشف الگو ها و قواعد حاکم بر نظام بازار نحوه قیمت گذاری اوراق بهادار مورد معامله می باشد. در بازار سهام چه عامل یا عواملی، قیمت یک سهم را تعیین می کنند؟ آیا تعیین قیمت یک سهم بر اساس یک الگوی منظّم انجام می گردد یا خیر؟ یکی از تأثیر های اصلی بازار سرمایه، تخصیص اقتصادی مالکیت سهام می باشد به گونه کلی در یک بازار کارآ، قیمت ها علائم مناسب و صحیحی برای تخصیص منابع هستند، همچنین در این بازار افراد حقیقی و حقوقی می توانند تصمیم های زیادی را در زمینه سرمایه گذاری گرفته، از بین اوراق بهاداری که توسط شرکت ها عرضه می گردد، بهترین انتخاب را انجام دهند. در صورتی که در یک بازار، قیمت اوراق بهادار، در هر لحظه از زمان “انعکاس کاملی” از همه اطلاعات در دسترس باشد، می توان آن بازار را کارآ نامید (چن و همکاران[1]، 2011).

تاریخچـه نظریه‌های مالی پنجاه سال گذشته را می توان در دو انقلاب و دگرگونی اصلی، اختصار نمود. آغاز انقلاب نئوکلاسیک در علوم مالی بود که با مدل قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه‌ ای (CAPM) و نظریه بازارهای کارا (EMT) در دهه 1960 و مدل قیمت‌گذاری دارایی سرمایه ‌ای میان ‌مدت و نظریه قیمت‌گذاری آربیتراژی (APT) در دهه 1970، آغاز گردید. دوّمین دگرگونی اساسی، انقلاب رفتاری در مباحث مالی بود که در دهه 1980 با طرح پرسش پیرامون منبع نوسان در بازارهای مالی و با کشف ناهنجاریهای بی شمار و نیز کوشش در جهت یکپارچه کردن نظریه انتظار کاهنمن و تورسکی و دیگر نظریه ‌های روانشناسی با نظریه مالی شروع گردید (تلنگی، 1390).

علّت اصلی این تغییر و دگرگونیها را شاید بتوان در یک جمله آقای اندرلو اختصار نمود که معتقد می باشد: به موازات تغییر بازارها و بروز و ظهور نیروهای تکاملی جدید برای ایفای تأثیر، دیگر برندگان و بازندگان امروز، برندگان و بازندگان دیروز و فردا نیستند. پس ضرورت همه دگرگونی‌های نظری و عملی حفظ ماندگاری در این اقتصاد جهانی می باشد. به دیگر سخن نظریه‌های نوی ابزاری جدید برای رویارویی با مسائل و مشکلاتی هستند که نظریات قدیمی از پاسخگویی به آنها عاجز بودند و در صورت بهره گیری نکردن از این ابزار و پارادایم‌های نوی، اقتصاد یک کشور، در خوشبینانه ترین حالت، مؤفّق به حل معضلات قدیمی خود خواهد گردید و سهمی از بازارهای جهانی و البته آینده نخواهد نداشت.

پارادایم حاکم بر مباحث مالی امروز که محقق قصد تبیین، تشریح و مقایسه آن را دارد ، رفتار مالی نام دارد، که به زبان ساده عبارت می باشد از یک الگوی فکری که در آن بازارهای مالی با بهره گیری از الگوهای مرکب از علوم اجتماعی، روانشناسی، مالی و چند رشته دیگر مطالعه می شوند و به عبارت بهتر عاملان اقتصادی در الگوهای رفتاری بر خلاف نظریه‌ های نئوکلاسیک منطقی نیستند، بلکه یا به خاطر ترجیحاتشان و یا به دلیل سوگیری‌های شناختی نرمال‌اند. این پارادایم نوبنیاد به اعتقاد رابرت شیلر یکی از حیاتی‌ترین برنامه ‌های تحقیقاتی بوده و آشکارا در رد نظریه بازار کارآ قرار گرفته می باشد (راعی و فلاح پور، 1391).

در اواخر دهه ی 70 میلادی، فرضیه ی بازار کارآ در مطالعات دانشگاهی به بالاترین حد خود رسید. در آن وقت انتظارات عقلایی تحوّلی عظیم در نظریه های اقتصادی به وجود آورد. و تفکّری جدید را مطرح نمود که قیمت های دارایی را همچون قیمت سهام برآورد می نمود. این تفکّر فقط به خاطر این که اطلاعات را به صورت معقول و درست با نظریه های آن وقت متناسب می نمود به عنوان بهترین اطلاعات راجع به ارز ش های بنیادی و تغییر قیمت ها در نظر گرفته می گردید (شاپیرا و همکاران[2]، 2012).

بیشتر مدل های مالی در آن وقت به مطالعه ارتباط قیمت دارایی ها و متغیرهای کلان اقتصادی می پرداختند و کوشش داشتند با بهره گیری از نظریه انتظارات عقلایی ارتباط ای بین علوم مالی و اقتصادی تحت عنوان یک نظریه جذّاب ایجاد نمایند. به عنوان مثال رابرت مرتون در سال 1970 در مقاله “مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای چند دوره ای ” نشان داد که می توان مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای را به یک مدل اقتصادی جامع تعادلی و چند دوره ای تبدیل نمود. رابرت لوکاس در مقاله خود با عنوان” قیمت دارایی در اقتصاد بورسی ” نشان داد که در یک تعادل عمومی انتظارات عقلایی، قیمت عقلایی دارایی، توانایی پیش بینی عناصری را دارد که به پیش بینی پذیری مصرف بستگی دارد. داگلاس بریدن در سال 1979 نظریه بتای مصرفی را ارائه نمود. در این نظریه بتای سهام (معیار ریسک سیستماتیک یا غیر قابل حذف سهام) به وسیله همبستگی بازده سهام پیش روی مصرف سرانه تعیین می گردید. موارد یاد شده از نظریه های پیشرفته موجود در آن وقت بودند. در اواخر دهه ی 70 با توجّه به تفکّرات جدید و دیدگاه های مختلف در خصوص نظریه های قبلی، راه حل های جدیدی در بازارهای مالی و اقتصادی پیشنهاد گردید. امروزه موضوع جالب این می باشد که دوباره مجّلات مالی شروع به گزارش ناهنجاریهایی ناسازگار با فرضیه بازار کارآ کردند.

اواخر دهه ی 80 میلادی تحقیقات مالی در مورد سازگاری فرضیه بازار کارآدر بازارهای سهام همراه با شواهد اقتصاد سنجی درمورد سر ی زمانی قیمت ها، سودهای تقسیمی و درآمد سهام به اوج خود رسید. این امر موجب به وجود آمدن تردید های در خصوص این که آیا قیمت سهام با پیش بینی های به دست آمده از مدل فرضیه بازار کارآ تفاوت دارد، گردید.

ناهنجاریهای کشف شده را می توان به عنوان انحراف از حقایق بنیادی بازارکارآ در نظر گرفت. به نظر می رسد ناهنجاریهایی همانند اثر ژانویه و اثر روزهای هفته برای فرضیه بازار کارا نگران کننده تر باشد. حتّی ناهنجاریهای تأثیرگذارتر از آن چیز که گفته گردید، هست و آن همبستگی قیمت سهام با بالا رفتن حجم معاملات می باشد. مواردی که گفته گردید، حداقل به گونه ضمنی اظهار می کند که بعضی از تغییرات قیمت اوراق بهادار، هیچ دلیل بنیادی نداشته و به خاطر عواملی می باشد که در مدل ها لحاظ نشده می باشد (خواجوی و قاسمی، 1391).

[1]  Chen. G, kwok.C.Y, Rui.O.M

[2]  Shapira, Zur, Venezia, Itzhak

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

4اهداف پژوهش

الف. هدف اصلی:

  • مطالعه عکس العمل بازار سهام نسبت به اعلامیه های سود نقدی در بورس اوراق بهادار تهران.

ب. اهداف فرعی:

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • تعیین ارتباط بین نقد شوندگی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی.

2- تعیین ارتباط بین بازده قیمتی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی.

3- تعیین ارتباط بین بازده نقدی سهام و اعلامیه‌های سود نقدی.

4- تعیین ارتباط بین بازده کل سهام و اعلامیه‌های سود نقدی.

5- تعیین ارتباط بین تفاضل بازده قیمتی سهام با میانگین بازده‌ها و اعلامیه‌های سود نقدی.

ج. اهداف کاربردی:

  1. آگاهی بیشتر مدیران نسبت به واکنش بازار سهام نسبت به اعلامیه‌های سودنقدی.
  2. ارائه راهکارهایی جهت کارآمد کردن سیاستگذاری و تصمیم گیری مدیران و تصمیم گیرندگان.